علاء الدوله سمنانى

مقدمه 32

مصنفات فارسى ( فارسى )

يكى درآمدى كه فلان مسلمان را شكنجه مىكنند ، فلان را چوب مىزنند ، فلان را مصادره مىكنند . . . از اول رجب مردم در تفرقه بوده‌اند فاما تا رمضان درآمد به غايت رسيده ، تا حدى كه بىمبالغت هزار آدمى بوده باشد كه به شب در خانهء خود افطار نتوانسته باشد كردن . حق تعالى از فتنهء آخر الزمان بقيهء مسلمانان را نگاه داراد « 43 » » . علاوه بر پريشانى و اضطراب ناشى از اوضاع سياسى و اجتماعى ، گويا در حدود سالهاى 712 و 713 هجرى - يعنى روزگار تأليف بيان الاحسان - يا اندكى پيشتر از اين بوده كه سمنانى با برخى از آراء محيى الدين بن عربى درگيرى ذهنى پيدا كرده است و اين درگيرى پير بيابانكى كه از جهات اجتماعى هم در خور توجه و تأمل است حتى تا پايان عمر وى خالى از اضطراب نبوده « 44 » . در بيان الاحسان به صراحت ختم ولايت را رد كرده و نوشته است : « تا قيامت وجود اوليا - كه به حقيقت علماء بالله ايشانند - در جهان موجود ، و ختم ولايت سخنى بىمغز و از معرفت دور و به نوميدى طالبان حق نزديك ، و اليأس من رحمته كفر محقق ، و خزانهء رحمت او از كم شدن منزه ، و فيض رأفت او از انقطاع مقدس « 45 » » . و ظاهرا اين راى مؤلف با توجه به آراء ابن عربى عنوان شده است در مورد ختم ولايت ، و نه بر اثر سخنان حكيم ترمذى و يا سعد الدين حمويه و امثال آنان . بارى ، اين تشويشها سبب شده است كه مؤلف برخى از نكته‌هايى را كه بر خاطرش پوشيده مانده بوده ، در حواشى نسخه‌اى از بيان الاحسان بنويسد « 46 » و به اين صورت نسخه‌هايى متضمن متن و حاشيه ، و نسخه‌هايى بدون حواشى ، از اين رساله بوجود آمده بوده و سبب شده است كه ابو المواهب محسن الدين محمد التماس كند « كه كتاب را به سبب آنكه بر حواشى ، بسيارى

--> ( 43 ) . همان رساله ، بندهاى 249 و 250 ( 44 ) . - به مقدمهء من بر رسائل ابن عربى ، 15 ( 46 ) . . . . بدان سبب ، آنچه در زمان استماع آن حوادث بر خاطر پوشيده مانده بود ثبت كرده‌ام - بيان الاحسان 249 ( 45 ) . بيان الاحسان ، بند 215